روز جهانی زن جشنی رزمجویانه
نوشته زیر مقالهای است که در سال ۱۹۲۰ به مناسبت روز جهانی زن در مسکو به چاپ رسیده. این نوشته گزارشی از تاریخ مبارزات زنان در آغاز قرن بیستم و چگونگی پدیدآمدن روز جهانی زن است… «زمانی نه چندان دور، در واقع حدود ده سال پیش، خواستهی برابری زنان، و اینکه آیا زنان میتوانند همراه با مردان نقشی در دولت اجرا کنند به بحث داغی تبدیل شده بود. طبقهی کارگر در تمام کشورهای سرمایهداری برای حقوق زنان کارگر مبارزه میکرد؛ و بورژوازی نمیخواست این حقوق را قبول کند. این به نفع بورژوازی نبود که رای طبقهی کارگر را در پارلمان تقویت کند؛ و در هر کشوری مانع تصویب قوانینی میشدند که حقی به زنان کارگر بدهد….»
**************
توضیح مترجم: هشت مارس برابر با هفدهم اسفند روز جهانی زن است. زنان در طول تاریخ همواره برای آزادی و برخورداری از حقوق برابر با مردان مبارزه کرده و می کنند. یکی از آخرین نمونه های آن مبارزه علیه حجاب اجباری است که در میهن ما جریان دارد.
مژدونارودنی دان رابوتنیتز، مسکو ۱۹۲۰؛[۲]
تطبیق و تصحیح توسط کریس کلایتن ۲۰۰۶[۳]
برگردان: مینا آگاه
نوشته ی زیر مقاله ای است که در سال ۱۹۲۰ به مناسبت روز جهانی زن در مسکو به چاپ رسیده. این نوشته گزارشی از تاریخ مبارزات زنان در آغاز قرن بیستم و چگونگی پدیدآمدن روز جهانی زن است. در این نوشته، علاوه بر نشان دادن چگونگی شکل گیری این روز جهانی، چشم انداز و هدف هایی برای مبارزات زنان اتحاد شوروی ترسیم شده که آشنایی با آن از نظر تاریخی، با وجود تغییر و تحولات رخ داده در نزدیک به یکصد سال گذشته، چه در رشد و توسعه بعدی اتحاد شوروی و چه پس از فروپاشی آن ارزشمند است.
روز زن یا روز زنان کارگر روزی برای همبستگی بین المللی است، و روزی است برای بازبینی قدرت و سازماندهی زنان کارگر.
اما این روزی فقط برای زنان نیست. هشت مارس روزی تاریخی و بیادماندنی برای کارگران و کشاورزان می باشد، برای همه ی کارگران روسیه و جهان. در ۱۹۱۷ در چنین روزی، انقلاب بزرگ فوریه[۴] آغازشد. این زنان کارگر پترزبورگ بودند که این انقلاب را شروع کردند؛ این آن ها بودند که تصمیم گرفتند پرچم مخالفت با تزار و متحدین آن را بلند کنند. و این چنین است که روز جهانی زن یک جشن دوگانه برای ما است.
اگر این روز، روزی تعطیل برای تمام پرولتاریا است، چرا ما به آن “روز زن” می گوئیم؟ پس چرا جشن و میتینگ های خاصی برگزار می کنیم که بیش از همه به زنان کارگر و زنان کشاورز اشاره دارد؟ آیا این موضوع وحدت و همبستگی بین طبقه ی کارگر را به خطر نمی اندازد؟ برای جواب دادن به این سئوال ما باید به عقب برگردیم و نگاه کنیم که روز زن برای چه پدیدآمد و برای چه هدفی سازماندهی شده بود.
چرا و چگونه روز زن سازماندهی شد؟
زمانی نه چندان دور، در واقع حدود ده سال پیش، خواسته ی برابری زنان، و این که آیا زنان می توانند همراه با مردان نقشی دردولت اجرا کنند به بحث داغی تبدیل شده بود. طبقه ی کارگر در تمام کشورهای سرمایه داری برای حقوق زنان کارگر مبارزه می کرد؛ و بورژوازی نمی خواست این حقوق را قبول کند. این به نفع بورژوازی نبود که رای طبقه ی کارگر را در پارلمان تقویت کند؛ و در هر کشوری مانع تصویب قوانینی می شدند که حقی به زنان کارگر بدهد.
در آمریکای شمالی سوسیالیست ها برخواسته ی خود برای حق رای با اصرار خاصی پافشاری می کردند. در ۲۸ فوریه ی ۱۹۰۹ زنان سوسیالیست آمریکا تظاهرات و میتینگ های عظیمی را در سراسر کشور برای حقوق سیاسی زنان کارگر به راه انداختند. این اولین “روز زن” بود. بنابراین ابتکار سازماندهی یک «روز زن» به زنان کارگر آمریکا تعلق دارد.
در ۱۹۱۰ در دومین کنفرانس بین المللی زنان کارگر، کلارا زتکین، موضوع سازماندهی روز جهانی زنان کارگر را مطرح کرد. در کنفرانس تصمیم گرفته شد که هر سال و در هر کشوری یک “روز زن” با شعار “رای زنان قدرت ما را در مبارزه برای سوسیالیسم تقویت می کند” جشن گرفته شود.
طی این سال ها، درخواست دمکراتیک تر کردن پارلمان، برای مثال، گسترش حق رای، و دادن حق رای به زنان، موضوعی حیاتی بود. تمام کارگران در تمام کشورهای بورژوازی به جز روسیه حتی قبل از جنگ جهانی اول، حق رای داشتند. فقط زنان، همراه با دیوانه ها از این حق محروم بودند. همزمان واقعیت خشن سرمایه داری به مشارکت زنان در اقتصاد کشورها نیازمند شد. هر سال به تعداد زنانی که باید در کارخانه ها و یا کارگاه ها، و یا به عنوان مستخدم ویا کلفت کار کنند، افزایش می یافت. زنان دوش بدوش مردان کار می کردند و ثروت کشور به دست آنان ایجاد می شد، اما حق رای نداشتند.
افزایش قیمت ها در سال های آخر پیش از جنگ، حتی آرام ترین زنان خانه دار را مجبورکرد که به مسائل سیاسی توجه کنند و با صدایی بلند علیه غارت اقتصادی بورژوازی اعتراض کنند. ” خیزش زنان خانه دار” بطور فزاینده ای تکرارشد، و در زمان های مختلف در استرالیا، انگلیس، فرانسه و آلمان بالا گرفت.
زنان طبقه ی کارگر درک کردند که کافی نیست که غرفه ها در بازار را بشکنند یا فرد تاجری را تهدیدکنند. آن ها درک کردند که این اعمال هزینه ی زندگی را پائین نمی آورد. باید سیاست دولت را تغییرداد و برای رسیدن به آن، طبقه ی کارگر باید ببیند که حق رای آن گسترش یافته است.
تصمیم گرفته شد که در هر کشوری برای مبارزه در راه حق رای زنان، روز زن برگزارشود. این روز باید روز همبستگی بین المللی در راه مبارزه برای اهداف مشترک و روزی باشد برای بازبینی قدرت سازماندهی زنان کارگر زیر پرچم سوسیالیسم.
اولین روز جهانی زن
تصمیم دومین کنگره ی بین المللی زنان سوسیالیست برروی کاغذ باقی نماند. تصمیم گرفته شد که اولین روز جهانی زن در ۱۹ ماه مارس ۱۹۱۱ برگزار شود.
این روز بطور تصادفی انتخاب نشده بود. رفقای آلمانی ما این روز را انتخاب کردند زیرا که نقش تاریخی ای برای پرولتاریای آلمانی داشت. در انقلاب روز ۱۹ ماه مارس ۱۸۴۸، پادشاه پروس برای اولین بار قدرت توده های مسلح را تشخیص داد و پیش از تهدید خیزش پرولتاریائی تسلیم شد. در میان بسیار قول هایی که وی داده بود، که بعدا از اجرای آن ها سرباز زد، یکی هم اعلام حق رای زنان بود.
تلاش برای تدارک دیدن روز زن بعد از ۱۱ ژانویه در اتریش و آلمان صورت گرفت. آن ها برنامه ی تظاهرات را چه بطورشفاهی و چه از طریق خبرگزاری ها اعلام کردند. در هفته ی پیش از روز زن دو مجله انتشار یافت: “حق رای برای زنان” در آلمان و “روز زن” در اتریش. آن ها حاوی مقاله های مختلفی مانند: ” زنان و پارلمان،”، ” زنان کارگر و امور شهری”، ” زنان خانه دار چه رابطه ای با سیاست دارند؟”و غیره بودند که خواسته ی برابری زنان در سیاست و در جامعه را تجزیه و تحلیل می کرد. تمام مقالات بر نکته ی یکسانی تاکید داشت و آن ضرورت اکید هرچه دمکراتیک تر کردن پارلمان توسط دادن حق رای به زنان بود.
اولین روز جهانی زن در سال ۱۹۱۱ برگزارشد. موفقیت آن تمام انتظارات را برآورده کرد. روز زن آلمان و اتریش دریای جوشان و متلاطمی از زنان را به نمایش گذاشت. در همه جا حتی در شهرهای کوچک و روستاها میتینگ هایی سازماندهی شده بود- سالن ها بقدری از جمعیت انباشه بود که مجبور شدند از آقایان بخواهند که جای خود را به زنان بدهند.
این بطور حتم اولین نمایش مبارزه زنان کارگر بود. مردان همراه با بچه ها برای یک تغییر در خانه ماندند و زنان آن ها – زنان زندانی در خانه – به میتینگ ها رفتند. در بزرگترین تظاهرات خیابانی که در آن ۳۰ هزار نفر شرکت داشتند، پلیس تصمیم گرفت که پرچم تظاهرکننده گان را از دستشان بگیرد. زنان کارگر مقاومت کردند. در کشمکشی که بعد از آن پدیدآمد، تنها به کمک اعضای سوسیالیست در پارلمان بود که از خونریزی جلوگیری شد.
در ۱۹۱۳ روز جهانی زن به ۸ مارس منتقل شد و این روز به عنوان روز مبارزه ی زنان کارگر باقی مانده است.
آیا روز جهانی زن ضروریست؟
روز جهانی زن در آمریکا و اروپا نتایج شگفت انگیزی داشت. این درست است که حتی یکی از پارلمان های بورژوازی در صدد اعطای امتیاز به کارگران یا پاسخ دادن به خواسته ی زنان نبود، زیرا که در آن زمان، انقلاب سوسیالیستی بورژوازی را تهدید نمی کرد.
اما روز جهانی زن به یک چیز رسید. این روز فراتر از هر چیز روشی عالی برای تحریک خواهران پرولتاریای کمتر سیاسی بود. آن ها نمی توانستند به میتینگ، تظاهرات، اعتراضات، اعلامیه و روزنامه هایی که به روز زن اختصاص یافته بود، توجه نکنند. حتی زنان کارگری که به سیاست پشت کرده بودند با خودشان فکر می کردند که : “این روز ما است، جشن برای زنان کارگر” و بی تامل به تظاهرات و میتینگ ها می پیوستند. بعد از هر روز جهانی زن، تعداد بیشتری از زنان به احزاب سوسیالیستی می پیوستند و اتحادیه های گسترش یافتند، سازماندهی توسعه یافت و آگاهی سیاسی رشدکرد.
روز زن موجب عمل دیگری نیز شد؛ این روز، همبستگی بین المللی کارگران را تقویت کرد. احزاب کشورهای مختلف معمولا برای این روز از کشورهای دیگر مهمان دعوت می کنند، رفقای آلمانی به انگلیس می روند، رفقای انگلیسی به هلند و غیره و از این طریق، همبستگی بین المللی طبقه ی کارگر قوی و مستحکم شده است و این بدین معناست که قدرت رزمندگی پرولتاریا به عنوان یک کل رشدکرده است.
این نتایج روز جهانی زن است. روز رزمندگی زنان کارگر به افزایش آگاهی و سازماندهی زنان کارگر کمک کرده است. این بدان معنی ست که نقش آن برای موفقیت کسانی که برای آینده ی بهتر طبقه ی کارگر مبارزه می کنند، ضروری است.
روز جهانی زن در روسیه
زنان کارگر روسیه برای اولین بار در ۱۹۱۳ در “روز زنان کارگر” شرکت کردند. این موقع واکنش نشان دادن به تزاریسمی بود که کارگران و دهقانان را در چنگال خود تحت فشار بسیار قرارداده بود. در آن زمان، حتی به این نمی شد فکر کرد که در”روز زنان کارگر” بطور علنی تظاهراتی برگزارکرد. اما زنان کارگر سازمانداده شده توانستند مهر خود را بر این روز جهانی بزنند. دو روزنامه ی قانونی طبقه ی کارگر- پراودای بلشویک ها و لوچ منشویک ها- درباره ی روز جهانی زن مقالاتی به چاپ رساندند. آن ها مقاله های ویژه و تصاویر برخی از رفقا که در جنبش زنان کارگر مشارکت داشتند را به چاپ رساندند و پیام های تبریکی از برخی رفقا مانند ببل و زتکین درج کردند.
در آن روزهای سخت، برگزاری تظاهرات ممنوع بود. اما در پتروگراد، در کالاشایکوفسکی اکسچنج، زنان کارگری که عضو حزب بودند یک میتینگ عمومی درباره ی “خواسته های زنان” برگزارکردند. حق ورودی پنج کوپک بود. این یک میتینگ غیرقانونی بود، اما سالن پر از جمعیت شد. اعضای حزب در آن صحبت کردند، اما پلیس که از ماجرا خبردار شده بود به این میتینگ پرشور در یک مکان بسته، حمله کرد و بسیاری از سخنرانان را دستگیرکرد و آن را با خشونت پایان داد.
برای کارگران جهان بسیار اهمیت داشت که زنان روسیه، که تحت ستم تزاری زندگی می کردند، به روز جهانی زن بپیوندند و به نوعی از حرکت های روز جهانی زن آگاهی پیدا کنند. این نشان خوبی بود حاکی از بیداری مردم روسیه و ناتوانی زندان ها و چوب های اعدام تزاری در کشتن روح مبارزه و تظاهرات کارگران.
در ۱۹۱۴ “روز زنان کارگر” در روسیه بهتر سازماندهی شد. هر دو روزنامه ی کارگران؛ به این جشن توجه نشان دادند. رفقای ما برای تدارک برگزاری “روز زنان کارگر” تلاش زیادی کردند، اما به واسطه ی مداخله ی پلیس، دست به کار سازماندهی میتینگی نشدند. آن هایی که نقشی در برنامه ریزی “روز زنان کارگر” داشتند، خود را در زندان های تزاری یافتند و بسیاری به نقاط سردسیر شمالی تبعید شدند. زیرا شعار “به خاطر حق رای زنان کارگر” بطور طبیعی تبدیل به فراخوانی برای سرنگونی حکومت مطلقه ی تزاریسم در روسیه شده بود.
روز زنان کارگر طی جنگ امپریالیستی
جنگ جهانی اول آغاز شده بود. طبقه ی کارگر همهٔ کشورها غرق در خون بود. طی سال های ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ “روز زنان کارگر” در خارج از کشور بسیار ضعیف شده بود. جناح چپ زنان سوسیالیست که با نظرات حزب بلشویک روسیه موافق بود، تلاش کرد ۸ مارس را به تظاهراتی علیه جنگ تبدیل کند، اما احزاب خائن سوسیالیستی در آلمان و سایر کشورها، اجازه نمی دادند که زنان سوسیالیست گردهمائی هایی را سازماندهی کنند؛ و به در خواست پاسپورت زنان سوسیالیست برای رفتن به کشوری بیطرف، جائی که زنان کارگر می خواستند میتینگ هایی بین المللی برگزار کنند و نشان دهند علیرغم خواسته ی بورژوازی، روح همبستگی بین المللی جاری است، پاسخ رد داده شد.
در ۱۹۱۵ فقط در نروژ بود که آن ها سازماندهی یک تظاهرات بین المللی در روز زن را مدیریت کردند. نمایندگانی از روسیه و کشورهای بیطرف در جنگ در آن حضور یافتند. به سازماندادن روز زن در روسیه حتی نمی شد فکرکرد، زیرا که قدرت تزاریسم و ماشین نظامی افسارگسیخته بود.
و بعد سال بسیار بسیار شکوهمند ۱۹۱۷ رسید. گرسنگی، سرما، و رنج جنگ صبر زنان کارگر و دهقان روسیه را به سر آورده بود. در ۸ مارس (۲۳ فوریه به تقویم آن سال ها) و در روز زنان کارگر، زنان جسورانه به خیابان های پتروگراد ریختند. زنان که برخی کشاورز بودند و برخی شان همسر سربازان شعار می دادند: “نان برای فرزندانمان” و “بازگشت شوهرانمان از جبهه ها”. در چنین زمان تعیین کننده ای، تظاهرات زنان چنان وحشتی در دل حاکمان انداخت که حتی نیروهای امنیتی تزاری را واداشت از انجام اقدامات همیشگی علیه شورشیان خودداری کنند و گیج و منگ به تماشای دریای خروشان و خشمگین مردم بایستندد.
فراخوان ما برای نبرد
“روز زن کارگران” برای اولین بار ده سال پیش در پویشی برای برابری سیاسی زنان و مبارزه برای سوسیالیسم، سازماندهی شد. زنان طبقه ی کارگر روسیه به این هدف خود رسیده اند. زنان کارگر و کشاورز در اتحاد شوری لازم نیست برای حق رای و حقوق مدنی خود مبارزه کنند. آن ها از قبل این حقوق را با پیروزی کسب کرده اند. زنان کارگر و دهقان شهروندهایی با حقوق برابر هستند- در دستان آنان اسلحه ی قدرتمندی است که مبارزه برای زندگی بهتر را آسان تر می کند- حق رای، مشارکت در شوراها و تمام سازمان های جمعی .
اما این حق به تنهائی کافی نیست. ما باید یادبگیریم که از آن ها استفاده کنیم. حق رای اسلحه ای است که ما باید یادبگیریم برای منافع خود، و به صلاح جمهوری کارگری بکارگیریم. در طی دو سال به قدرت رسیدن شوراها، خود زندگی مطلقا تغییری نکرده است. ما فقط در فرایند مبارزه برای کمونیزم هستیم و با دنیائی به ارث برده از دوران تاریک و سرکوبگرانهٔ گذشته احاطه شده ایم. زنجیرهای خانواده، کارهای خانه، و تن فروشی هنوز بردوش زنان کارگر به شدت سنگینی می کند. زنان کارگر و دهقان تنها زمانی می توانند خود را از شر این شرایط خلاص کنند و به برابری در خود زندگی برسند، و نه فقط طبق قانون، که تمام انرژی خود را صرف این کنند که روسیه را یک جامعه ی واقعا کمونیستی بکنند.
برای تسریع این کار، ما باید اول اقتصاد متلاشی شده ی روسیه را درست کنیم. ما باید حل دوتا از فوری ترین وظایف خود را مدنظرداشته باشیم- ایجاد نیروی کار به خوبی سازمانداده شده و با آگاهی سیاسی و همچنین بازسازی حمل و نقل. اگر نیروی کار ما خوب کارکند ما به زودی دوباره موتور بخار خواهیم داشت، و راه آهن ها شروع به کار خواهندکرد. یعنی که کارگران از مرد و زن، نان و هیزمی را که شدیدا به آن احتیاج دارند، به کف خواهندآورد.
سال گذشته شعار روز زنان کارگر “همه چیز برای پیروزی در جبهه ی سرخ ها” بود. ما اکنون زنان کارگر را فرا می خوانیم که قدرت خود را در جبهه ی جدید بدون خونریزی دوباره بکارگیرند- جبهه ی کار! ارتش سرخ دشمنان خارجی را شکست داد زیرا خوب سازمانداده شده بود، نظم داشت، و آماده ی فداکاری بود. با سازماندهی، کار سخت، خود انضباطی و از خود گذشتگی، جمهوری کارگری بر دشمن داخلی- یعنی حمل و نقل ( ترابری) و اقتصاد، گرسنگی، سرما و امراض پیروز خواهدشد. “پیش به سوی پیروزی در جبهه ی بدون خونریزی کار! همه پیش به سوی این پیروزی!”
وظیفه ی جدید برای روز زنان کارگر
انقلاب اکتبر به زنان در ارتباط با حقوق مدنی برابری با مردان داد. زنان پرولتاریای روسیه، زنانی که در زمانی نه چندان گذشته بدبخت ترین و تحت ستم ترین زنان بودند، اکنون در جمهوری شوراها می توانند با غرور به رفقای سایر کشورها مسیر برابری سیاسی از طریق برقرارکردن دیکتاتوری پرولتاریا و قدرت شوراها را نشان دهند.
در کشورهای سرمایه داری جائی که هنوز زنان بیشتر کار می کنند و از مزایای اجتماعی محروم هستند، شرایط بسیار متفاوت است. در این کشورها صدای زنان کارگر ضعیف و عاری از شور است. این درست است که در برخی از کشورها- در نروژ، اتریش، فنلاند و برخی از ایالات آمریکای شمالی- زنان حتی پیش از جنگ حقوق مدنی کسب کردند.
در آلمان بعد از اینکه قیصر سقوط کرد و جمهوری بورژوازی بنیان گذاشته شد، ۳۶ زن به سرکردگی سازشکاران وارد پارلمان شدند- اما حتی یک کمونیست هم وارد پارلمان نشد!
در ۱۹۱۹ برای اولین بار در انگلیس یک زن به عنوان عضو پارلمان انتخاب شد. اما وی چه کسی بود؟ یک “لیدی.” این یعنی یک زمیندار، یکی از اشراف.
در فرانسه نیز این خواسته ی دادن حق رای به زنان اخیرا مطرح شده است.
اما این حقوق چه فایده ای برای زنان کارگر در چارچوب پارلمان بورژوازی دارد؟ در حالی که قدرت در دستان سرمایه داران و ملاکین است، هیچ حق سیاسی ای زنان را از موقعیت سنتی برده بودن در خانه و جامعه رها نمی کند. در مقابله با رشد عقاید بلشویکی در میان پرولتاریا، بورژوازی فرانسه آماده است که تکه ی دیگری نان به سفره ی کارگران پرتاپ کند: دادن حق رای به زنان.
آقای بورژوا، جناب- خیلی دیر شده است!
بعداز تجربه ی انقلاب اکتبر روسیه، برای هر زن کارگری در فرانسه، انگلیس و سایر کشورها روشن شد که فقط دیکتاتوری پرولتاریا، فقط قدرت شوراها می تواند برابری کامل و مطلق را تضمین کند و پیروزی نهایی کمونیسم زنجیرهای قرن ها سرکوب و فقدان حق را پاره کند. اگر در گذشته وظیفه ی “روز زنان کارگر “در مقابل برتری پارلمان بورژوازی مبارزه برای کسب حق رای زنان بود، اکنون در مقابل طبقه ی کارگر وظیفه ی جدید دیگری قراردارد: سازماندهی زنان کارگر حول شعارهای مبارزاتی انترناسیونال سوم.
بجای مشارکت در پیش بردن پارلمان بورژوازی، به فراخوان از روسیه گوش فرا دهید:
“زنان طبقه ی کارگر تمام کشورها! یک جبهه ی واحد پرولتاریایی، در مبارزه علیه کسانی سازماندهی کنید که دارند دنیا را غارت می کنند. مرگ بر پارلمنتاریزم بورژوازی! درود به قدرت شوراها! نابود باد نابرابری زنان و مردان کارگر! ما با کارگران برای پیروزی دنیای کمونیسم مبارزه می کنیم!”
این فراخوان برای اولین بار درمیان تلاش ها برای نظم جدید و در مبارزه در جنگ های داخلی شنیده شد. این به گوش و در قلب زنان کارگر سایرکشورها خواهد نشست. زنان کارگر آن رامی شنوند و قبول می کنند که این فراخوان صحیح است. تا چندوقت اخیر آن ها فکر می کردند که اگر کاری کنند که چندتائی نماینده به پارلمان بفرستند، زندگی برای آن ها آسان تر خواهدشد و سرکوب سرمایه داری قابل تحمل تر خواهدشد. اما اکنون چیز دیگری را می دانند.
تنها با سقوط سرمایه داری و برقراری قدرت شوراها آن ها از جهان رنج، تحقیر، و نابرابری نجات پیداخواهند کرد که زندگی زنان کارگر را در کشورهای سرمایه داری اینقدر سخت کرده است. “روز زنان کارگر” از یک روز مبارزه برای حق رای به روزی بین المللی مبارزه برای آزادی کامل و مطلق زنان، که یعنی مبارزه برای پیروزی شوراها و کمونیسم، تبدیل شده است!
مرگ بر دنیای مالکیت و قدرت سرمایه !
نابودباد نابرابری، فقدان حقوق و سرکوب زنان- قانون دنیای بورژوازی!
پیش به سوی اتحاد بین المللی بین زنان و مردان کارگر در راه مبارزه برای دیکتاتوری پرولتاریا!-پرولتاریای هر دو جنس!
[۱] A Militant Celebration
https://www.marxists.org
[۲] Mezhdunarodnyi den’ rabotnitz
[۳] Chris Clayton
[۴] رژیم تزاری روسیه آن زمان از تقویم ” جولیان” قرون وسطا استفاده می کرد، که ۱۳ روز از تقویم ” جروجریان” که در بیشتر کشورهای دنیا استفاده می شد، عقب تر بود. بنابراین ۸ مارس معادل ” ۲۳ فوریه در تقویم ” جولیان” می شد.به این خاطر است که انقلاب ماه مارس ۱۹۱۷ را “انقلاب فوریه” می نامند و انقلاب هفده نوامبر ۱۹۱۷ را “انقلاب اکتبر”.
به نقل از صدای مردم
۱۲ اسفند ۱۳۹۶